تبليغاتX
شب های تک ستاره - بارانی
جزیره ی تنهایی من
با همه ي بي سر و ساماني ام
 باز به دنبال پريشاني ام
طاقت فرسودگي ام هيچ نيست
 در پي ويران شدني آني ام
آمده ام آن لحظه ي توفاني ام
دلخوش گرماي كسي نيستم
 آماده ام تا تر بسوزاني ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو كمي عشق بنوشاني ام
ماهي برگشته ز دريا شدم
تا كه بگيري و بميراني ام
خوبترين حادثه مي دانمت
خوبترين حادثه مي داني ام
حرف بزن ابر مرا باز كن
 ديرزماني است كه باراني ام
 حرف بزن حرف بزن سالهاست
 تشنه ي يك صحبت طولاني ام

-----------------------------------------

آقا جلال اگه فهمیدی به من هم بگو

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 22:52  توسط مهران |