![]() |
![]() |
|
| جزیره ی تنهایی من |
|
یه روزی،یه روزگاری حرف بین ما نگاه بود عشق و نقاشی می کردیم نقش ما خورشید و ماه بود بعد از اون واژه نوشتیم جمله مون ستاره چین بود مثل دریا آبی بودیم معنی زندگی این بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 0:36 توسط مهران |
|
|
دیروز آسمون ابری بود معلوم بود دلش می خواست بباره ولی نتونست، انگار که غرورش اجازه نمی داد بعد از این همه مدت که کسی اشکاشو ندیده بود به راحتی تسلیم بشه. نمی دونم تا کی می تونه مغرور باقی بمونه ولی دیر یا زود تحملش تموم می شه، درست مثل ما آدما غرورمون اجازه نمی ده که راحت گریه کنیم ولی یک روزی ، یک جایی تحمل ما هم تموم می شه ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:31 توسط مهران |
|
|
پر از دردم، پر از آهم، گناهم بی پناهی ست
حالا که تیر چشماتم دریغ از یک نگاهی پر از حرفم، پر از شعرم، پر از فریاد ناکامی حالا که معنی عشقم دریغ از یک کلامی اگر از دیده پنهانی اگر با من نمی خوانی بیا مهمان چشم دل مرا بنگر که درمانی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 0:55 توسط مهران |
|
|
تو ز دیار من آمدی
سکوت جانم بهم زدی شیشه ی غم به تلنگری ، زدی شکست چو نغمه ای بیش و کم زدی به دل ریشم تو چنگ زدی روشنی چشمون تو، به دل نشست هوای من شد، هوای تو صدای من شد، صدای تو تپیدن قلب به خاطرت کشیدن درد برای تو ای گل یاس سپید من ای طلوع خورشید من عطر تن تو به جان من چه خوش نشست تو ای گریه ی دلپذیر ای تو صفای دل اسیر بی تو ای آیت زندگی، دلم شکست اگه نفس بود برای تو غم هوس بود برای من اگه عزیز بود برای تو حرف و حدیث بود برای من تو ز دیار من آمدی سکوت جانم بهم زدی شیشه ی غم به تلنگری، زدی شکست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 2:9 توسط مهران |
|
|
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه یا روی تیشه ی چشات غبار آهم بمونه تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه می شکنی شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی حتی با این که هیچکس مثل من عاشق تو نیست، پیش تو آینه چشام حقیره لایق تو نیست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 22:19 توسط مهران |
|
|
تو این روزای بی کسی
که هرکی فکر خودشه من که بریدم از همه دلم فقط به تو خوشه وقتی تو هستی دلخوشی دلم به بودنت خوشه حس قشنگ ما شدن به جز تو، پای هیچ کسی به فکر من وا نمی شه دلم به بودنت خوشه من که دلم با دیدنت تو آسمون پر می کشه من که دلم با بودنت جون می گیره، تازه می شه دلم به بودنت خوشه --------------------------------------------- چی شده پدرام جون؟ کاری نمی کنم فقط دلم خوشه...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 19:9 توسط مهران |
|
|
Deep in my heart, there's a fire that's a burning heart You're my heart, you're my soul You're my heart, you're my soul اینم ترجمه خودمه، اگه خیلی ناقصه ببخشید
تو قلب و روح من هستی تو قلب و روح من هستی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 0:57 توسط مهران |
|
|
مگذار که یاد ما را
طعم تلخ این حقیقت ببرد این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 15:58 توسط مهران |
|
|
تو غربتي كه سرده
تمام روز و شبهاش ، غريبه از من و ما عشق من عاشقم باش كه تن به شب نبازم با غربت من بساز تا با خودم بسازم عشق من عاشقم باش تو خواب عاشقا رو تعبير تازه كردي كهنه حديث عشق رو تفسير تازه كردي گفتي كه از تو گفتن يعني نفس كشيدن از خود گذشتن من يعني به تو رسيدن قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن از عشق زنده بودن از عشق جون سپردن عشق من عاشقم باش وقتي كه هق هق عشق ضجه ي احتياجه سر جنون سلامت كه بهترين علاجه عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتي نيست براي با تو بودن اگر چه فرصتي نيست عشق من عاشقم باش نذار بيفتم از پا بمون با من كه بي تو نمي رسم به فردا عشق من عاشقم باش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 18:42 توسط مهران |
|
|
امروز ترانه ای بسیار زیبا از ابی با اسم "من اگه خدا بودم" رو می زارم. من که خیلی دوسش دارم ،امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
من اگه خدا بودم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:15 توسط مهران |
|
|
اگه بذاره روزگار
از زندگی میرم کنار میرم که ثابت کنم عاشقتم ، دیونه وار |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 19:25 توسط مهران |
|
|
من از عطر تو سر رفتم ، نگو نه
به جنگی پر خطر رفتم ، نگو نه نبرد تن به تن با تو چه خوبه منم که بی سپر رفتم ، نگو نه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 11:8 توسط مهران |
|
|
نفس نفس می زنم
من از تو دم می زنم نگو رسم روزگاره همه رو بر هم می زنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 19:53 توسط مهران |
|
|
منم
روی زمین تنها ترین خاک خدا همه تنم در حسرت یه جای پا جزیره ام جزیره ای که همیشه تو غربتم تنهام نزار ای رهگذر من تشنه ی محبتم تو ندیدی چه غریبه ‚ جزیره یه خاکه توی آب اسیره همیشه تو هراسه مرگه که روزی زیره آب نمیره منم تنهاترین جزیره ی روی زمین تو می دونی درد منو غربت نشین جزیره ای وابسته ام شده بن بست دنیای من ای رهگذر از بی کسی شده مسموم هوای من تو ندیدی چه غریبه ‚ جزیره یه خاکه توی آب اسیره همیشه تو هراسه مرگه که روزی زیره آب نمیره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 22:35 توسط مهران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
ترانه شعر سنگ نوشته های جزیره عکس داستان جزیره |
|
RSS
|